
باتشکر از بشیر عزیز که این تصاویر را برای وبلاگ فرستاده است.
بقیه عکسها در ادامه
شرکان ازروستاهای نوارمرزی ودرجوار شهر نوسود واز توابع پاوه وهورامان می باشد ومردم آن با زبان هورامی این زبان اهورایی تکلم می کنند. شرکان درقلب هورامان جای دارد وبه جرات می توانم بگویم یکی از اصیلترین روستاهای هورامی زبان است.
درحقیقت شرکان یکی از روستاهای موفق دراین سرزمین است اگر چه خاک هورامان برای پرورش انسانهای بزرگ مستعد بوده ودرطول قرون واعصار مردمان بزرگی از این خطه ظهور کرده اند وشرکان به عنوان یکی از روستاهای هورامان نیز از این قاعده مستثنی نبوده ودرهر عصری بزرگانی از این روستا برخاسته اند. از شاخص ترین این مشاهیر می توان از ملا شیخ قسیم نام برد. ایشان اعلا جد بنده وخانواده شمس ومی توان گفت بیش از نیمی از مردم شرکان است. زندگانی ملا شیخ قسیم حدوداً مربوط یک قرن ونیم پیش می باشد. ایشان درعلوم فقه وشریعت اسلام استادی کامل و سرآمد همه علمایان هم عصر خود بوده بطوریکه مدتها مدرس حوزه های علمی بغداد وموصل بوده است.متاسفانه درتاریخ مشاهیر وعلمایان کرد کمترنامی از این عارف ربانی وعالم کم نظیر برده شده است .من اگر چه آوازه ایشان را از علمایان منطقه ومعمرین زیاد شنیده ام وگفته می شود که درکتاب بنه ماله ی استاد عبدالکریم مدرس نیز اشاره ای به ایشان شده درکتاب دیوان پیرشالیار به قلم محمد بهاالدین در بیان زندگانی ملانظیر بزرگ(مه لا نه زیری گه وره) آمده است که وی خواندن فقه را درنزد ملا قاسم(قسیم) شرکان به پایان رسانده است.
در روستای شرکان عالم وارسته ای به نام ماموستا خلیفه ابوبکر زندگی می کرد که حدوداً ده سال پیش وفات نمود .ایشان عمری طولانی داشت ودرتمام عمر باعزت خود دواصل تقوا وعبادت را سرلوحه زندگی خود قرار داده بود. اما هدفم از بیان نام ایشان دراینجا این بودکه آن جناب کتابخانه ای کوچک داشت که کتب خطی وچاپ نشده ای دربین آنها یافت می شد. از جمله تعداد بیش از ده جلد کتاب به قلم ملا شیخ قسیم شرکان بود که پس از وفات ملا ابوبکر نوه اش آقای قانع وجود این کتب را اعلام وآنها را بدست پسر عمویم دکتراسماعیل شمس که استادیار تاریخ دانشگاه تهران می باشد سپرده تا تصحیح ودرصورت امکان به چاپ برساند.
درمورد طریقت ایشان باید گفته شود که وی دارای طریقت نقشبندی و همعصر شیخ عثمان سراج الدین طویله ای بوده وبه احتمال زیاد طریقت خود را از وی گرفته است.
این روستا از نظر وضعیت جغرافیایی دارای ویژگیهای منحصر به فردیست که کمتر می توان آن را در مکانهای دیگر یافت. از جمله اینکه دردامنه کوه چناره (که لوو چناره ی) قرار گرفته ومحصور است بین کوه وباغات منحصر به فردش. از نظر بافت معماری کلیه خانه ها از سنگ ساخته شده اند وچوب نیز در ساختمان منازل نقش بسزایی دارد.شغل غالب مردم باغداریست ومحصولات باغی فراوان است اما آنچه شرکان را به عنوان روستایی نمونه ودارای محصولات باغی اشتهار داده است میوه انار است. انار شرکان درکل منطقه وحتی استانهای همجوار شهرت زیادی دارد. باغهای شرکان ومخصوصاً باغهای انار این روستا از اول آبادی تا کنار رودخانه سیروان به طول حدود 10 کیلومتر امتداد یافته اند ومردم زحمتکش روستا به دلیل اینکه جاده ماشین رو تاکنون به داخل باغات کشیده نشده است، محصولات خود را با کول ویا با چهار پا به داخل روستا حمل می کنند.
شركان همچنان كه از اسمش پيداست معدن كاني هاي فراواني مي باشد كه تاكنون در جهت كشف آن ها كسي همت نگمارده است و فقط به اين امر بسنده كرده اند كه چون آب فراواني دارد اين « كان » به معناي چشمه است.
«شر» در لغت به معناي جنگ و درگيري است و «كان» هم يكي از معانيش چشمه و رود است. پس «شركان» را مي توان به معناي محل تلاقی چشمه ها دانست.
اگر کسی به شرکان رفته وباغات آن را با چشم خود مشاهده کرده باشد به این امر واقف شده که درهر باغی چشمه ای وجود دارد . درواقع علاوه بر چشمه اصلی که آب آن از بالای روستا سرچشمه گرفته وبه وسیله جوی مشهور (جوه ومزرا) تا انتهایی ترین باغ یعنی جوانمیره وشولگا در نزدیکی سیروان منتقل می شود، در هر باغی چشمه ای کوچک وجود دارد وحوضی بزرگ که در بعضی جاها به استخر می ماند.پس باغهای شرکان همیشه دارای آب بوده ومحصولات آن بویژه انار از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده اند.
از نظر تاریخی اگر چه برای مبدا روستا تاریخی مشخص نیست ، اما وجود آثارقدیمی واز جمله درخت چنار بسیار کهنسال روستا می توان آن را یکی از قدیمیترین مکانهای زندگی مردم دانست . چنار کهنسال در وسط روستا قرار دارد به حدی بزرگ است که درداخل آن قهوه خانه ای ساخته اند.ودربهار وتابستانها مردم روستا دمی در زیر آن می آسایند وبا نوشیدن چای خستگی از تن در می کنند. همچنین قبرستان قدیمی روستا که از قدمت بسیارکهنی برخوردار است وشاید به قبل از اسلام برگردد. والبته وجود مرقد پیری به نام پیر مقصود که صحابی بودن وی محتمل است نیز گویای این واقعیت است .اماکن با نامهای بسیارکهن در داخل روستا وجود دارند منجمله درپایین روستا آبشار بزرگی هست که آب سرچشمه که در بهاران به رودی می ماند،پس از عبوراز وسط روستا با سروصدای زیاد از آن به پایین فرو می ریزد به این آبشار (سووله و گاورا ) گفته می شود.(سوول)به معنای آبشار و(گاور )به معنای گبر است.گفته می شود درزمان حمله اسلام به این منطقه درقرن اول هجری دراین مکان جنگ بین صحابه ومردم روستا که گبر بوده اند رخ داده و پس از مقاومت فراوان وکشته شدن از طرفین نهایتاًمردم روستا تسلیم سپاه اسلام شده و مسلمان گشته اند وآن دسته از گبرها که کشته شده اند ویا ایمان نیاورده اند از بالای این آبشار پرت شده اند که ازآن تاریخ تاکنون این محل به این نام مسما گشته است. مسجد روستا به اسم مسجد حضرت عبدالله مشهور است .عبدالله بن عمر (رض)فرمانده سپاهیان اسلام فاتح منطقه هورامانات وکردستانات در هر مکان یا روستایی یک مسجد ساخته که مسجد روستای شرکان نیز از آن جمله می باشد.
از نظر فرهنگی وسطح سواد مردم اگر غلو نباشد، می توان این روستا را یکی از با سوادترین وموفقترین روستای منطقه وحتی کشور دانست چرا که افراد تحصیل کرده با مدارک عالی دانشگاهی دراین روستا فراوان یافت می شود که نسبت به جمعیت آن بسیار قابل ملاحظه است. اگر چه جمعیت فعلی شرکان بیشتر از پانصد نفر نیست وشاید دوبرابر آن نیز درشهرهای پاوه وروانسر ومریوان ساکن باشند، اما امروزه شغل غالب مردم بجز افراد کهنسال که درروستا سکونت دارند وبه امر باغداری می پردازند، شغل دولتیست واکثراً فرهنگی ومعلم ویا شاغل درادارات دیگرهستند. خصوصاً اینکه افراد قابل توجهی دارای پستهای مدیریتی می باشند.
تقسيمات جغرافيايي روستا
روستاري شرکان از سه بخش عمده تشکيل شده که به اين ترتيب مي باشد:
1- قلايته
2- سردگا
3- بن دگا
که لازم مي دانم بافت هر کدام از اين بخش ها را شرح دهم .
1- قلايته:
که بخش غربي روستا مي باشد که در يک سراشيبي تند با بافت جديد که قدمت کوتاهي دارد تشکيل شده و جمعيتي که 1/3 جمعيت کل روستا را تشکيل مي دهد اغلب از طايفه اي مشخص نيستند بلکه از طايفه هاي داخلي روستا تشکيل شده اند. قلايته از نظر آب و هوايي مقداري خنگ تر از ديگر مناطق روستا مي باشد. چرا که از چهار طرف بيشتر باز است و در حصار کوه ها قرار نگرفته است. داراي منبع آب مستقلي مي باشد که از باغي در حدود 500 متري منطقه به اسم ( هشه مره) سرچشمه مي گيرد. مردم قلايته اغلب مشاغل مختلفي داند و بافتي نا همگون از نظر اجتماعي و افراد زيادي از اين بخش به ساير مناطق مهاجرت کرده اند که بخش عمده اي در مريوان مستقر هستند و مردماني موفق هم مي باشند که در امر تجارت زبان زد مي باشند.در امر فرهنگي هم مردمان به نامي دارند البته لازم به ذکر است که بسياري از افراد موفق به ساير مناطق مهاجرت کرده اند. شايد بتوان تخمين زد که بيش از 300 نفر وابسته به اين بخش در ساير مناطق زندگي مي کنند.
همچنان که در اوايل بحثم بيان کردم در شرکان درخت کهن سالي با دمت بيش از هزار سال وجود دارد . این درخت در بخش قلايته قرار گرفته است . اگر در اين مورد اندکي اطلاع رساني شود اين درخت يک اثر بسيار ارزشمند تاريخي است و شايد روزي براي شرکان يک منع گردشگري خوب بشود.
در اينجا باز لازم است از گردشگران و دوست داران طبيعت دعوت کنم که به ان منطقه زيبا بيايند و از آثار و طبيعت شناخته شده و البته بعضا نا شناخته ي آن ديدن فرمايند. همچين از اهالي روستا هم خواهشمندم که بستري را آماده کنند که گردشگران به راحتي بتوانند به اين روستا سفر کنند که اين با يک همت کوچک حاصل مي گردد. براي مثال در گذشته در جوار اين درخت زيبا قهوه خانه ای زيبا با حوضي قشنک در وسط حياط آن و با نمايي چشم نواز وجود داشت که اگر بشود آن را دوباره احيا کرد کمک بزرگي به اين امر شده است.
2- سردگا:
همچنان که از اسم اين بخش پيداست منطقه بالايي روستا مي باشد و اين بخش از روستا بافتي منحصر به فرد دارد. اغلب افراد باغ دار و دام دار هستند و افرادي بسيار خون گرم و مهمان نواز مي باشند . از شمال به کوه هاي نودشه منتهي مي شود و در غرب هم مرز با بخش قلايته است . بافت اين بخش چنان زيباست که هر بيننده اي را به وجد مي آورد. مجسم کنيد که سايه بان خانه هاي انتهايي اين بخش کوه هاي با صلابت است که هر لحظه گمان بر آن مي رود که احتمال ريزش آن وجود دارد ولي سال هاي سال است که هم جواري منطقه با اين کوه ها بسيار مسالمت آميز بوده و هيچ اتفاق نا گواري تا به حال رخ نداده است. تنها يک بار در حدود 30 سال قبل يادم هست که شبي باراني صداي انفجار عظيمي آرامش روستا را بر هم زد مردم سراسيمه به بيرون آمدند و شاهد ريزش کوه و ريختن سنگ هاي بسيار بزرگ بودند که البته خوشبختانه فقط سراشيبي روستا را نشانه گرفته و از بغل خانه هاي گلي روستا به قعر دره سقوط کردند و هيچ گونه آسيبي به روستاييان نرسید فقط بخش از منزل يکي از اهالي روستا که در انتهاي سردگا زندگي مي کرد آسيبي جزئي ديد . نام اين فرد << استاد موسي>> بود که در بخش هاي بعدي اين مطالب داستان غم نگيز زندگي اين فرد صبور را ذکر خواهم کرد.
از نظر پيشرفت علمي باز اين بخش موفق بوده است . چندين فرد با تحصيلات عاليه تحويل جامعه داده که باز هم به ديگر مناطق مهاجرتت کرده اند. نمونه اي از اين مهاجران موفق شهردار بسيار موفق شهر پاوه مي باشد که اکنون به عنوان يک فرد موفق زبان زد همگان است .
3- بن دگا:
بخش پايين دست روستا بن دگا مي باشد که از دو طايفه بزرگ روستا تشکيل شده . توضيحات لازم آن طايفه ها را قبلا نگاشته ام. در گذشته زندگي مسالمت آميزي بين اين دو وجود نداشته است اما حدود 30 سال است که ديگر از اختلافات گذشته خبري نيست و مردم با توجه به رشد فرهنگي ديگر اختلافات را به رفاقت و همکاري تبديل کرده اند. از هر دو طيفه افرادي با تحصيلات عالي و با مناصب مناسب در تشکل ها دولتي و غير دولتي وجود دارند که قبلا ر اين باب سخن گفته ايم.
تا اين جا سعي کردم يک شماي کلي از موقعيت جغرافيايي و تقسيم بندي جامع روستايي شرکان برايتان ذکر کنم. اميدوارم در آينده مبسوط تر در ديگر موارد براي شما عزيزان بنويسم
در ادامه می خواهم اندکی خلاصه وار در مورد بافت فرهنگی شرکان برای تان بگویم. این روستا مانند بسیار دیگر از روستاهای کشورمان دارای بافت سنتی و مذهبی است و از بدو تاسیس طبقات و گروه هایی مثل سادات و شیوخ وملاها در آن نقش به سزایی ایفا کرده اند که برای نمونه می توان از شیخ قسیم شرکانی که از مفاخر کرد و دارای تالیفات گرانباهی است نام برد. و از طرف دیگر به سید عبدالکریم حکیمی بزرگ خاندان سادات اشاره کرد. دیگر طوایف این روستا شامل خان زادگان (بگ ها) و همچنین طایفه شمال است.
طایفه شمال را می توان از باهوش ترین و شجاع ترین افراد شرکانی نام برد که همیشه طایفه ای پویا و مبارز بوده اند.
طایفه سادات
طایفه سادات ازبرگترین طوایف ساک در شرکان می باشند . سادات شرکان بنا بر شواهدی و قرائن از بدو اسلام به این منطقه مهاجرت کرده و ماندگار شده اند و پایه گذار مسائل اسلامی و آداب و سنن اسلامی بوده اند. آنان عمدتا افرادی تحصیل کرده و با فرهنگ بودند و در یان مردم شرکان افرادی شاخص و بزرگی داشته اند که می توان از استاد بزرگوار معلم شهید( که الحق باید ایشان را جز شهدا قلم دانست) استاد عبدالکریم حکیمی که در اوایل انقلاب به طرز مشکوکی فوت کردند و و هنوز این مسئله در هاله ای از ابهام است نام برد((یادش گرامی باد)) او معلمی آگاه برای بنده و هم سالان من بود و الفبای مبارزه با رژیم منحوس پهلوی را به ما آموخت .
به هر روی طایفه سادات اکنون طایفه ای بزرگ و البته پراکنده هستند و در بسیاری از شهرهای کردستان و ایران
متفرق هستند که شاید جمعیت آنان در کل به ۷۰۰ نفر برسد.
طایفه شمال همچنان که از اسم آن پیداست طایفه ای است پویا و مبارز در معنای لغوی شمال یعنی پیشرو -مبارز-سریع و به معنای عام تشکیلات منسجم نیز به کار می رود . این طایفه دارای خصوصیات منحصر به فرد هستند. بسیار مقاوم و متحد هستند و در تمام مشکلات و ناملایمتی ها به وجود آمده در روستا پشتیبان یکدیگر بوده اندُ در امر اقتصادی سخت کوش و در دیگر امور ساعی و مستقل بوده اند . روحیه بسیار بزرگی داشتند و هیچ وقت زیر بار ظلم نرفتند و از شواهد پیداست همیشه با خان ها و بگ ها که نماد ظلم و ستم در روستا بوده اند مبارزه کرده اند و حتی می توان به یک نمونه اشاره کرد که در سال های قبل از انقلاب افرادی از این طایفه در مبارزه با رژیم صدام به زندان های طویل المدت محکوم شده اند که یکی از این افراد به نام (( محمد حسین)) متاسفانه در بدو انقلاب شهید شد. یاد مبارزات او گرامی باد!
از دیگر خصوصیات این افراد خوش رویی و مردم داری آنها است . آنان با مردم هیچ گاه سر جنگ و عناد نداشته اند افرادی متعادل بوده اند.
یکی دیگر از طوایف ساکن در شرکان به طایفه شیخ ها و دراویش هستند که بنده افتخار دارم از این طایفه هستم و از نوادگان شیخ قسیم شرکانی می باشم. بدون هیچگونه گزافه گویی و اغراق به ان خواهم پرداخت چرا که شاید برای خوانندگان این مباحث چنین وانمود شود که با توجه به وابستگی این حقیر شاید مسئله را با اغراق و گزافه بیان کنم ولی اطمینان می دهم چنین نباشد.طایفه شیخ های شرکان تا آنجا که بنده اطلاع دارم بر می گردد به سلسله شیخ قسیم شرکانی که خود مهاجری بوده که از مریوان به شرکان هجرت کرده و در آنجا سکنی گزیده شاید بتوان حدس زد که با توجه به اینکه نامبرده از مفاخر کرد و از مشاهیر بزرگ به گواه اثرات گرانبهایش که حدود بیش از 12 اثر به جا مانده از ایشان می باشد از ظلم ظالمین آن دوران خانه و کاشانه خود را ترک کرده و به روستای شرکان هجرت کرده باشد.
من برای اثبات این مسئله سند تاریخی ندارم فقط با حدس و گمان می توان این را ثابت کرده شیخ قسیم فرزندان زیادی داشته که بنده اطلاعات کافی ندارم فقط می توانم به ملا شمس الدین اشاره کنم که فردی عالم و دیدگاهی سیاسی اجتماعی بزرگی داشته نقل می کنند که ایشان فردی مبارز بوده و با خوانین و بگ های آن دوران همیشه در مبارزه بوده تا آنجایی که بر اثر شکنجه دو چشم خود را از دست می دهد و بعد از ملا شمس الدین ملا ابراهیم که جد پدر بنده می باشد به جا مانده که ایشان هم زبان زد خاص و عام بوده اند. بعد از ملا ابراهیم درویش محمد که پدر بزرگ بنده می باشد و دارای تکیه وخانقاه و پذیرای دراویش ومسافرینی که از گوشه و کنار به شرکان می آمدند بوده است. به هر حال این طایفه اکنون طایفه ای بزرگ می باشد و افراد بزرگی هم در طایفه وجود دارند که از اساتید دانشگاه گرفته تا دیگر مناصب چنانچه بخواهم بیشتر توضیح بدهم از حوصله خوانندگان بزرگوار فراتر خواهد رفت به این بسنده می کنم
شركان همچنان كه از اسمش پيداست معدن كاني هاي فراواني مي باشد كه تاكنون در جهت كشف آن ها كسي همت نگمارده است و فقط يه اين امر بسنده كرده اند كه چون آب فراواني دارد اين « كان » به معناي چشمه است.
«شر» در لغت به معناي جنگ و درگيري است و «كان» هم يكي از معانيش همانطور كه گفته شد چشمه و رود است. پس «شركان» را مي توان به معناي محل درگيري و جنگ چشمه ها و رودها دانست. البته اين تمام واقعيت نيست. با توجه به موقعيت جغرافيايي منحصر به فرد اين روستا مي توان اين حدس و گمان را زد كه اين روستا داراي معدن و منابع فراواني است كه محققان و زمين شناسان مي بايستي براي كشف آن همت كنند و از همين جا از تمام علاقه مندان به اين امر دعوت به عمل مي آيند كه دست به كار شوند.
در ادامه به تفصيل در باب موقعيت جغرافيايي اين روستا خواهيم پرداخت.
پ.ن: بنده به عنوان نگارنده اين وبلاگ در سال 1354 از روستاي شركان هجرت كرده ام و تاكنون براي سكونت و اقامت دائم به زادگاهم بازنگشته ام . شايد به همين دليل استنباط بنده از موقعيت اين روستا اندكي با واقعيت امروزه اش متفاوت باشد و شايد ناقص!
چنانچه شما عزيزان ابهامات و اشتباهاتي در مطالب مشاهده فرموديد خواهشمندم در قسمت نظرات و يا با ايميل به بنده اطلاع دهيد! متشكرم!
شاید برای شما جالب باشد که وبلاگی به این اسم و با این مضمون در پیش روی شماست. آری برای خود من هم جالب است که در جهان پر هیاهو می توان درباره ناممکن ها و چیز هایی صحبت کرد که تا چند سال پیش حتی رویای بشری هم نبود. دوستان و همراهان شرکان روستایی است در کردستان بزرگ با قدمت بسیار بالای تاریخی ولی متاسفانه در جغرافیای سیاسی و اجتماعی امروزه جایگاهی ندارد چرا که محروم است. روستایی مرزی است.
در شروع کار مجال تشریح کامل نیست تنها نوید این را می دهم که در آینده به تفصیل به تشریح این روستا خواهم پرداخت. برای شروع شاید ذکر نکات کلی زیر ضروری باشد.
قدمت روستای شرکان به صدها سال قبل بر می گردد. آثار به جا مانده گویای ان است . از قبیل یک درخت کهنسال ((چنار)) که قدمت ان به حدود ۳۰۰ سال می رسد.
در این روستا بزرگان زیادی زندگی کرده اند و آثرات گرانبهایی از خود بر جای نهاده اند از جمله شیخ قسیم شرگانی که به نحوی بزرگ خاندان ما یعنی خاندان شمس می باشد!
همچنین صدها شخصیت دیگر که در ادامه ی کار وبلاگ به آن خواهم پرداخت. فعلا به این چند کلام مختصر اکتفا مکی کنم.
منتظر نظرات شما عزیزان هستم